سناریو درخواستی تک پارتی
سناریو درخواستی تک پارتی
شیپ:ا.ت×هاوکس
عاقا ببینین الان مثلا ا.ت خونه هاوکس و خلاصه هاوکس هم مست مثل سناریو قبلی و اینجا ا.ت دوست دختر هاوکس بوده و خلاصه مثلا برا ا.ت بوس و اینا مشکلی نی
و دوما بگم اگه نمیدونید اسم اصلی هاوکس ، کیگو تاکامی اره خلاصه همین دیگه بریم برا سناریو
از زبان راوی:
امروز ا.ت به خونه هاوکس دعوت شده بود و بالاخره رسید خونه هاوکس و در زد که هاوکس اومد براش در رو باز کرد ولی یکم سر و وضعش بهم ریخته بود که ا.ت یکم نگرانش شد.
ا.ت:*با نگرانی*[امم هاوکس مطمئنی خوبی؟]
هاوکس: [اره اره...بفرما تو]
ا.ت رفت داخل خونه و روی مبل نشست که هاوکس هم اومد کنارش نشست و بالهاش رو دور ا.ت حلقه کرد و ا.ت رو کشید سمت خودش.
ا.ت:*با یکم خجالت*[هاوکس چیکار میکنی؟!]
هاوکس:[هیچی فقط....یادته قبلا منو بوسیدی؟]
ا.ت:[آ..آره]
هاوکس:*صورتش رو نزدیک میاره*[خب حالا هم دوباره ببوسم]
ا.ت سرخ میشه ولی بالاخره جلو میره و آروم لبهاش رو روی لبهای هاوکس میزاره و میخواد دوباره عقب بره که هاوکس یهو دستش رو پشت گردن ا.ت میزاره و بوسه رو عمیق تر میکنه و زبونش رو وارد دهن ا.ت میکنه.
ا.ت اولش خشکش زده بود و از خجالت نمیدونست چیکار کنه ولی بعدش اونم بوسه رو همراهی کرد.
هاوکس بالاخره از لبهای ا.ت دل کند و سرش رو برد پایین و شروع کرد به بوسیدن و مکیدن گردن ا.ت و همزمان لباسهای ا.ت رو در میآورد.
ا.ت:*با خجالت و شاید یکم ترس*[ها..هاوکس..لطفا بس کن]
هاوکس:*سرش رو میبره سمت گوش ا.ت*[هیشش..نگران نباش پرنده کوچولوم..فقط میخوام بالاخره تورو مال خودم کنم]
هاوکس کامل لباس های ا.ت رو در میاره که ا.ت با خجالت دستهاش رو میزاره روی سی/نههاش و بین پاهاش .
هاوکس آروم دست های ا.ت رو میگیره و از روی بدنش میارشون کنار.
هاوکس:*با شیطنت*[هی من که آخرش بدنتو میبینم چرا خجالت میکشی]
ا.ت خواست چیزی بگه که هاوکس رو مبل درازش کرد و سرش رو برد پایین و شروع کرد به مکیدن نوک سی/نه های ا.ت.
ا.ت:*با صورت سرخ*[آهه..هاوکس..مم]
هاوکس یهو نوک سی/نه ا.ت رو گاز میگیره.
هاوکس:[نه..هاوکس نه..اسممو بگو]
و محکم تر نوک سی/نه ا.ت رو میمکه.
ا.ت :[ آههه...ک...کیگو]
هاوکس:[ آفرین دختر خوب..]
هاوکس دستش رو برد پایین و گذاشت روی پو/صی ا.ت و آروم شروع کرد ما/لشش دادن.
ا.ت:[آههه...همم..آهه]
هاوکس محکم تر پو/صی ا.ت رو ما/لش میده و وقتی میبینه ا.ت خیس شده دوتا انگشت هاش رو وارد ا.ت میکنه.
ا.ت:[آهههه...]
هاوکس انگشت هاش رو قیچی وار تکون میده که ا.ت کمکم داره ار/ضا میشه ولی همون موقعی که میخواد ار/ضا بشه هاوکس دستش رو میکشه عقب.
ا.ت:*با نفس نفس*[ک..کیگو..چیکار میکنی؟.....بیشتر]
هاوکس:*با شیطنت*[نه اول بگو مال منی بعد ار/ضات میکنم]
ا.ت لبش رو گاز میگیره و هیچی نمیگه و هاوکس هم فقط نگاهش میکنه که ا.ت دیگه تحمل نمیکنه.
ا.ت:[باشه...مال توام..کیگو..حالا لطفا انجام بده]
هاوکس لبخند میزنه و دوباره دستش رو میزاره رو پو/صی ا.ت و اینبار سه تا انگشت هاش رو وارد ا.ت میکنه و انگشت هاش رو عقب و جلو میکنه و سی/نههای ا.ت رو میمکه.
ا.ت:[آآههه..هنق..ک..کیگو..آهههه]
ا.ت ار/ضا میشه و به نفس نفس میوفته که هاوکس میشینه و لباسهاش رو در میاره و پاهای ا.ت رو میگیره و از هم باز میکنه.
هاوکس:[ا.ت..شاید یکم درد داشته باشه ولی قول میدم لذتش بیشتره]
ا.ت:[هی..یه لحظه وای_]
که هاوکس کل دی/کش رو وارد پو/صی ا.ت میکنه و ا.ت جیغ میکشه و اشکهاش میریزه.
ا.ت:[آه..آیی..هق..درد..داره..هق..هق..بکشش بیرون..ک..کیگو]
هاوکس : *با دستش آروم شکم ا.ت رو ماساژ میده*[آروم باش دختر خوب...الان دردش میره]
ا.ت یکم آروم میشه که هاوکس آروم شروع میکنه حرکت کردن و دی/کش رو عقب جلو میکنه.
هاوکس:*با نفس نفس و پوزخند*[آهه..چقد..تنگی..آههه]
ا.ت:[آهه..آی..هنق]
هاوکس سرعتش رو بیشتر میکنه که ا.ت هم کمکم عادت میکنه و لذت جای درد رو میگیره.
ا.ت:[ آهههه...همم~]
هاوکس محکم تر تل/مبه میزنه که ا.ت ار/ضا میشه و بیحال میوفته.
ا.ت:[آآههههه...]
هاوکس یکم دیگه ادامه میده که خودش هم کمکم داره ار/ضا میشه که دی/کش رو میکشه بیرون و کا/مش رو روی بدن ا.ت میریزه.
هاوکس:[آآههه]
هاوکس خودش هم کنار ا.ت دراز میکشه و خلاصه میگیرن میکپن دیگه🗿💔
شیپ:ا.ت×هاوکس
عاقا ببینین الان مثلا ا.ت خونه هاوکس و خلاصه هاوکس هم مست مثل سناریو قبلی و اینجا ا.ت دوست دختر هاوکس بوده و خلاصه مثلا برا ا.ت بوس و اینا مشکلی نی
و دوما بگم اگه نمیدونید اسم اصلی هاوکس ، کیگو تاکامی اره خلاصه همین دیگه بریم برا سناریو
از زبان راوی:
امروز ا.ت به خونه هاوکس دعوت شده بود و بالاخره رسید خونه هاوکس و در زد که هاوکس اومد براش در رو باز کرد ولی یکم سر و وضعش بهم ریخته بود که ا.ت یکم نگرانش شد.
ا.ت:*با نگرانی*[امم هاوکس مطمئنی خوبی؟]
هاوکس: [اره اره...بفرما تو]
ا.ت رفت داخل خونه و روی مبل نشست که هاوکس هم اومد کنارش نشست و بالهاش رو دور ا.ت حلقه کرد و ا.ت رو کشید سمت خودش.
ا.ت:*با یکم خجالت*[هاوکس چیکار میکنی؟!]
هاوکس:[هیچی فقط....یادته قبلا منو بوسیدی؟]
ا.ت:[آ..آره]
هاوکس:*صورتش رو نزدیک میاره*[خب حالا هم دوباره ببوسم]
ا.ت سرخ میشه ولی بالاخره جلو میره و آروم لبهاش رو روی لبهای هاوکس میزاره و میخواد دوباره عقب بره که هاوکس یهو دستش رو پشت گردن ا.ت میزاره و بوسه رو عمیق تر میکنه و زبونش رو وارد دهن ا.ت میکنه.
ا.ت اولش خشکش زده بود و از خجالت نمیدونست چیکار کنه ولی بعدش اونم بوسه رو همراهی کرد.
هاوکس بالاخره از لبهای ا.ت دل کند و سرش رو برد پایین و شروع کرد به بوسیدن و مکیدن گردن ا.ت و همزمان لباسهای ا.ت رو در میآورد.
ا.ت:*با خجالت و شاید یکم ترس*[ها..هاوکس..لطفا بس کن]
هاوکس:*سرش رو میبره سمت گوش ا.ت*[هیشش..نگران نباش پرنده کوچولوم..فقط میخوام بالاخره تورو مال خودم کنم]
هاوکس کامل لباس های ا.ت رو در میاره که ا.ت با خجالت دستهاش رو میزاره روی سی/نههاش و بین پاهاش .
هاوکس آروم دست های ا.ت رو میگیره و از روی بدنش میارشون کنار.
هاوکس:*با شیطنت*[هی من که آخرش بدنتو میبینم چرا خجالت میکشی]
ا.ت خواست چیزی بگه که هاوکس رو مبل درازش کرد و سرش رو برد پایین و شروع کرد به مکیدن نوک سی/نه های ا.ت.
ا.ت:*با صورت سرخ*[آهه..هاوکس..مم]
هاوکس یهو نوک سی/نه ا.ت رو گاز میگیره.
هاوکس:[نه..هاوکس نه..اسممو بگو]
و محکم تر نوک سی/نه ا.ت رو میمکه.
ا.ت :[ آههه...ک...کیگو]
هاوکس:[ آفرین دختر خوب..]
هاوکس دستش رو برد پایین و گذاشت روی پو/صی ا.ت و آروم شروع کرد ما/لشش دادن.
ا.ت:[آههه...همم..آهه]
هاوکس محکم تر پو/صی ا.ت رو ما/لش میده و وقتی میبینه ا.ت خیس شده دوتا انگشت هاش رو وارد ا.ت میکنه.
ا.ت:[آهههه...]
هاوکس انگشت هاش رو قیچی وار تکون میده که ا.ت کمکم داره ار/ضا میشه ولی همون موقعی که میخواد ار/ضا بشه هاوکس دستش رو میکشه عقب.
ا.ت:*با نفس نفس*[ک..کیگو..چیکار میکنی؟.....بیشتر]
هاوکس:*با شیطنت*[نه اول بگو مال منی بعد ار/ضات میکنم]
ا.ت لبش رو گاز میگیره و هیچی نمیگه و هاوکس هم فقط نگاهش میکنه که ا.ت دیگه تحمل نمیکنه.
ا.ت:[باشه...مال توام..کیگو..حالا لطفا انجام بده]
هاوکس لبخند میزنه و دوباره دستش رو میزاره رو پو/صی ا.ت و اینبار سه تا انگشت هاش رو وارد ا.ت میکنه و انگشت هاش رو عقب و جلو میکنه و سی/نههای ا.ت رو میمکه.
ا.ت:[آآههه..هنق..ک..کیگو..آهههه]
ا.ت ار/ضا میشه و به نفس نفس میوفته که هاوکس میشینه و لباسهاش رو در میاره و پاهای ا.ت رو میگیره و از هم باز میکنه.
هاوکس:[ا.ت..شاید یکم درد داشته باشه ولی قول میدم لذتش بیشتره]
ا.ت:[هی..یه لحظه وای_]
که هاوکس کل دی/کش رو وارد پو/صی ا.ت میکنه و ا.ت جیغ میکشه و اشکهاش میریزه.
ا.ت:[آه..آیی..هق..درد..داره..هق..هق..بکشش بیرون..ک..کیگو]
هاوکس : *با دستش آروم شکم ا.ت رو ماساژ میده*[آروم باش دختر خوب...الان دردش میره]
ا.ت یکم آروم میشه که هاوکس آروم شروع میکنه حرکت کردن و دی/کش رو عقب جلو میکنه.
هاوکس:*با نفس نفس و پوزخند*[آهه..چقد..تنگی..آههه]
ا.ت:[آهه..آی..هنق]
هاوکس سرعتش رو بیشتر میکنه که ا.ت هم کمکم عادت میکنه و لذت جای درد رو میگیره.
ا.ت:[ آهههه...همم~]
هاوکس محکم تر تل/مبه میزنه که ا.ت ار/ضا میشه و بیحال میوفته.
ا.ت:[آآههههه...]
هاوکس یکم دیگه ادامه میده که خودش هم کمکم داره ار/ضا میشه که دی/کش رو میکشه بیرون و کا/مش رو روی بدن ا.ت میریزه.
هاوکس:[آآههه]
هاوکس خودش هم کنار ا.ت دراز میکشه و خلاصه میگیرن میکپن دیگه🗿💔
- ۲.۳k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط