ای که برداشتی از شانه ی موری باری

ای که برداشتی از شانه ی موری باری
بهتر آن بود که دست از سر ِ من برداری

ظاهر آراسته ام در هوس وصل، ولی
من پریشان تر از آنم که تو می پنداری

هرچه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری

موجم و جرأتِ پیش آمدنم نیست، مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری

بی سبب نیست که پنهان شده ای پشت غبار
تو هم ای آیینه از دیدنِ من بیزاری؟
دیدگاه ها (۱۹)

من پریشان تر از آنم که تو می پنداری ای که برداشتی از شانه ی ...

اِی که بَرداشتی از شانه یِ موری باریبِهتر آن بود که دَست از ...

‌اي که برداشتي از شانه ي موري باريبهتر آن بود که دست از سر م...

ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ِ ...

..ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ...

ای که برداشتی از شانه موری باریبهتر آن بود که دست از سر من ب...

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط