پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بو

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود که اگر او مرا دوست دارد پس چرا پا پیش نمیگذارد وبا پدرم صحبت نمیکند!درست است که ماشین پسرک قدیمی بود ولی برای دخترک عشق و محبت مهمتر بود!روزها و ماه ها به همین منوال گذشت دخترک بسیار کنجکاو شده بود روزی دل خود راقرص کرد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند... از او پرسید 6ماه است که تو کنارمنزل ما می ایستی و مرا میپایی و من به تو علاقه پیدا کردم وقتی ماشینت را میبینم ضربان قلبم تندتر میشودو...هدف تو چیست؟!پسر گفت دارم ازوای فای منزل شما استفاده میکنم.
دیدگاه ها (۱۹)

در زمام خلافت عمر دو نفر امانتى را نزد زنى به وديعت گذاشتند ...

ﭘﺴﺮ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯾﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰﻧﺸﺴﺖ .ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ...

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست خدا د...

همیشه پیروزی ها به کامیابی منجر نمی شوندچه بسیار شکست هایی ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط