انشا یک بچه ی دبستانی درباره ی ازدواج (اوج خنده)

انشا یک بچه ی دبستانی درباره ی ازدواج (اوج خنده)

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
دیدگاه ها (۶)

ﺧﺎﻧما ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺴﺖ اعتیاد ﺁﻗﺎ یون، ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻧﻪ ...

- تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای این...

چیزی که باید به بعضیا گفت : خواهش می کنم عزیزم شما رو مخِ ما...

دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام : تَن لَشتو از پشت ک...

طالبان کونی[توضیحات تو کپشن]

ارباب منپارت ۴چاعان:خانم بزرگ میشه بریم توی اقاق کارتون دارم...

❥"یـک پـرت و پـلـا: وقـتـی حـالـِت بــد بــودامـا پـروفـایـل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط