بارها از بند او آزاد کردم خویش را

بارها از بند او آزاد کردم خویش را
باز دل در بند زلف تابدارش میشود

👤 اوحدی
دیدگاه ها (۱۴)

هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شرابهم جهانی هم نهانی هم عیانی...

سوختن با آتش است و عشق با دیوانگیعشق بر هر دل که زد آتش چو م...

دلواپسم مثل " اَناری " که مبادانرسد به دستان تو در این" شب ی...

غمگین نباش...خوشبختی میتواند از درونتلخ ترین وسرد ترین روزه...

این شعر #مهدی_اخوان‌_ثالث خیلی غمگینو عاشقانه‌ست؛ ببینید چی ...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط