گویند وفای او

گویند وفای او
چه لذت دارد ؟

ز آنم خبری نیست
جفاهاش خوش است !
دیدگاه ها (۰)

دریا که آغوش تو باشدمن شناگری میشوم مُبتدیمرا رها کن ، بگذار...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

عاشقي را شرط اول ناله و فرياد نيست تا كسی از جان شيرين نگذرد...

گاهی ,آنقدر دلتنگت میشم...کهاگر بفهمیاز نبودت خجالت می کشی ....

دل خوش به آنم از سرخاکم گذر کند...

گفتی چه خبر؟ گرچه دلم پُر زِ گلایه ست ، ، ، لب دوختم ار غصه ...

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط