رفتی بی اونکه بدونی دل من

رفتی بی اونکه بدونی دل من

مال خودت بود

حال بغض های شبونم بخدااا

حال خودت بود

سهم چشمای تو بودن
توی دنیا هرچی داشتم

واسه ی خاطر نازت جونمو گرو میزاشتم.

یه دروغ ساده اما قصه ی مارو بهم زد

سرنوشتمونو اخر با جداشدن رقم زد.

تو پشیمون شدی و من
حالا صندوقچه ی دردم

سخته اما باورش کن من دیگه برنمیگردم.

اما یادت باشه حرفا مثل گوله های برفن

خیلی ها قربونی های
بی گناه
دوتا حرفن
تو ترانه های شرجیم

می درخشی تو همیشه

اما من هر کاری کردم

که ببخشمت نمیشه
دیدگاه ها (۲)

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

سلام دخترکام خوبین؟ سلامتین؟ 🫠هنوز نرفته دلم براتون تنگ شد ن...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۱: تیکه‌های پازل(بخش اول)در که پشت سر سوآ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

شب مهتابه و چشمام بازم از یاد تو خیسه دیگه عادت شده با بغض...

بی حوصله‌ای. آسمان روی سرت سنگینی می کند. دهانت تلخ است ودست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط