خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت
ورنه میمرد دلم بسکه ز تو خاطره داشت

اشک من پای غم عشق تو هر شب جاری
مثل طفلی که به سر وسوسه ی سرسره داشت

اینکه با بغض بخندی به همه آسان نیست
بانوی قصه ی تو بغض درین حنجره داشت

دود سیگار فقط حال مرا بدتر کرد
عاشق چشم سیاه تو همش دلهره داشت

مصلحت نیست بگویم به کسی تنهایم
چشم خیسم به تماشا هوس منظره داشت

از رضا نیست سکوت منِ شبگرد خیال
این دلم غصه و اندوه که تا خرخره داشت

چنک و دندان گره از بخت بدم باز نکرد
طالع بسته ی من بیشتر از صد گره داشت

ای دل عاشق من زخم تو را می بوسم
یادگاری که لبم از لب تو یکسره داشت
دیدگاه ها (۲)

نه کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ!ﻧﻪ کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ!ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻣﺎ ...

وقــتـی تــمــام عــشــق مــاهـرگـز حـریــف درد نیستاین م...

خانه قلب من از خشت رفیقان برپاست/ دیدگانم ز گل روی رفیقان بی...

P5: Mansion kimویو ات:سوار ماشین شدیم، توی راه به ته نگاه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط