پارت10

پارت10

من_ازت_متنفر_نیستم

شوگا: د بیا دیگه چقد تو فس فس میکنی بچه
با صداش زل زدم بهش بالای پله ها وایساده بود به طرفش رفتم که را افتاد و به طرف یه اتاق رفت درش وباز کرد که هر دو وارد اتاق شدیم
واوووو پشمامم چه اتاق نازی بودااااا
کلا همچیز اتاقع سیاه و سفید بود البته دیزاین طبقه پایین و اتاق نشین منم که دیدم همه سیاه و سفید بودن
بدون اینکه توجه کنه منم اینجام در اتاق و بست و به طرف کمدش رفت
جفتش یع کمد سفید بود
شوگا: این کمد توعه
-آها... بعد ما اتاقامون یکیه؟
شوگا: پ ن پ جداعه ببینم مگه تو باهاش مشکلی داری؟
نیش خندی زدم
-ن.. نه نه خوبه مشکلی نیست
سری تکون داد و در کمدش و باز کرد خیلی بیخیال دکمه های پیرهنشو باز کرد و خیلی بیخیال پیراهنش و دراورد
کصافط چه بدنیم داشت یه نیشرت نارنجی پوشید که یدفع دستش رفت طرف کمربندش
زل زد بهم
شوگا: میخای همچنان اینهو بز زل بزنی بهم؟
-ها؟ نه ببخشید روم و کردم اونطرف
-خب میتونم یکم این اطراف و ببینم؟
شوگا: اوکی ولی لطفا نرین به وسایلم
-باشه.. و بلافاصله از اتاق زدم بیرون و از پله ها پایین امدم
دیدگاه ها (۲)

وای کاملا واقعیه😅😅😅

😅😅😅😅😅

اگه دوباره کرم هام شکوفا شد میخوام برای پارت های بعدی شرط بز...

من دیگه حرفی ندارم😅😅😔😔😔

Which one part 2اهمیتی ندادم و دوباره نگاهم رو به پدر بزرگ د...

Which onepart 1ویو نیلا تو هواپیما بعد از اون اتفاق کوفتی ای...

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط