از قعرِ این غُبـار ...

از قعرِ این غُبـار ...
من بانگ می‌زنم
کای ...
شب‌چراغِ مِهر !
ما با سیاه‌کاری شب خو نمی‌کنیـم
مسپارمان به ظلمتِ جاوید

هرگز ! زمین مباد از ...
دولتِ نگاهِ تو نومید

نوری به مـا ببخش
بر ما دوباره از سرِ رحمت بتاب ...
ماه !


#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۰)

در چشمهای او هزاران درخت قهوه بودکه بی‌خوابی مرا تعبیر می‌نم...

ای که میان عشق و جادو می‌آمیزیمیان قلب و عقلمیان شعر و تورات...

ای مرغ های طوفان ! پروازتان بلندآرامش گلولهٔ سربی رادرخون خو...

"دوستت دارم"نوشتم بر روی ماه" دوستت دارم فراوان"چنان چون‌که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط