هشت مارس در خیلی از نقاط کشور من هنوز بگوش زنان مظلوم و ب
هشت مارس در خیلی از نقاط کشور من هنوز بگوش زنان مظلوم و بی پناه نخورده. بیشتر آنها از راه پیمایی قرن نوزدهم کارگر کارخانجات نساجی نیویورک در 1857 خبر ندارند، آنها "کلارا زتکین" و دیگر فعالان سرشناس حقوق زنان را نمی شناسند و از کشتار زنان توسط پلیس تزار روس در 1917 بی اطلاعند، ولی روزانه خود شاهد تراژدیهای هولناک و غم انگیز از کشته شدن همنوعان خود، از بزور شوهر دادن دختران ، ازدواجهای زورکی کوچک به بزرگ و خودکشی و خود سوزی زنان به انتها رسیده و دختران مایوس از زندگی هستند. خیلی از زنان سرزمین من از وجود روزی به اسم خود بی اطلاعند. آخر خیلی چیز عجیبی هم نیست. چونکه تابحال بیشترشان تبریکی از مناسبتهای مختص به خود از سوی شریک زندگیشون نشنیده اند، بیشترشان از روز تولد خود خبر ندارند، بیشتر آنهایشان که پا به سن گذاشته اند روز و سالگرد ازدواج خود را دقیقا بیاد ندارند و اگر هم بیاد داشته باشند برایشان چنان خجسته روزی نیست. شاید به کرات شنیده باشیم که از دست زندگی آمرانه با همسران زورگو و از لبیرز شدن کاسه صبرشان از زاده شدن خود ابراز ناخرسندی و پشیمانی کرده باشند، یا روز ازدواج و پا به زندگی مشترک گذاشتنان را نفرین کرده اند. قصد من توهین و بی حرمتی نیست، بلکه مقصودم ابراز حقایقی است تلخ، در روزی که حداقل به ظاهر هم که باشد متعلق به خواهر، مادر،همسر، خاله، عمه و ... ماهاست، روزی که باید در تدارک جشن، مراسم، یا ناقابلتر از همه تهیه هدیه ای کوچک و شاخه یا دسته گلی برای آنها باشیم ولی افسوس و بعید از چنین احساس و درکی.
- ۷۸۶
- ۲۹ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط