برگشته ای...اما...

برگشته ای...اما...
خیانتی که کردی ستون اعتمادم را شکسته است..
میخواهم باورت کنم..
خودت را..
حرفهایت را...
اما هر لحظه گذشته جلوی چشمم هست...
میخواهم بروم..اما نبودت.نابودم میکند...
یکی بگوید چه کنم؟؟؟؟
من عااااشقققمممم..
عاشق کسی که یکبار تمام عشق و اعتمادم را ویران کرد.
میخواهم داشته باشمش اما..میترسم...!!!
میترسم از
خیانت دوباره اش
دیدگاه ها (۱)

#pain#P⁹⁸#Season²تهیونگ که بخاطر اینکه جونگکوک کمی دیر کرده ...

🦢 پارت بیست‌وسوم | چیزی که پنهان مانده بودسه روز از تصمیم جن...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:3با...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش دوم_همراه دو پسر راهی جمع کوچکشان گوشه س...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط