در من ترانه‌ای نبود، تو خواندی.

در من ترانه‌ای نبود، تو خواندی.
در من آینه‌ای نبود، تو دیدی...
ریشه‌ای بودم در خواب خاک‌های متبرک.
بی باران، در نگاه تو سبز شدم.

#استاد_محمد_ابراهیم_جعفری
📙#خاکستری

🎼
دیدگاه ها (۰)

بهترین جفت در جهان خنده و گریه است!آنها هیچگاه یکدیگر را همز...

__خاطره از چیزی که فکر می‌کنی به یاد موندنی‌تره .مهم نیست چن...

در این جادو شب ِ‏پوشیده از برگِ گلِ ڪوڪب...‏دلم دیوانه بودن ...

#فاضل_نظریچو قناری به قفس؟يا چو پرستو به سفر؟هيچيك!من چو كبو...

در من ترانه‌ای نبود، تو خواندی در من آینه‌ای نبود، تو دیدی ...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

دلیل اینکه چشم های قهوه ای انقدر پر رنگ است اینه که رنگ دونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط