یکی از فامیلامون رفته با ماشین ته دره رفتیم بیمارستان ملا

یکی از فامیلامون رفته با ماشین ته دره رفتیم بیمارستان ملاقاتیش دیدم یکی بغل تختش خوابیده سر تا پاش تو گچه... هی به هوش میاد به فامیل ما فحش میده تا دوباره از هوش میره,,, بعدش از فامیلمون پرسیدم این چشه ؟ چرا داره فحش میده,,, گفت ولا ما شب تو جاده میرفتیم این هم موتورش چراغ نداشته ...پشت سر ما میومده ما که رفتیم ته دره ، اینم فکر میکنه ما داریم تو مسیر می ریم ..اومده دنبال ما ته دره!!!
دیدگاه ها (۱)

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

part 35جونگکوک« آخی خوابش برد»تهیونگ«میگم بهتره دست نزنیم هم...

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

یکی از فامیلامون رفته با ماشین ته دره رفتیم بیمارستان ملاقات...

یکی از فامیلامون رفته با ماشین ته دره رفتیم بیمارستان ملاقات...

یکی از فامیلامون رفته بود سفرتو راه باماشین رفته بود ته درهآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط