در پیچ و خم غم گذرش خورد به دیوار

در پیچ و خم غم گذرش خورد به دیوار
رفت اوج بگیرد که پرش خورد به دیوار

بودند ملائِک همه در محضرش امّا
ابلیس لگد زد کمرش خورد به دیوار

تا خادمه را کرد صدایش همه با خود
گفتند که لابد پسرش خورد به دیوار

لرزید مدینه به خود از ناله ی زهرا
با او همه ی دور و برش خورد به دیوار

می خواست که سیلی نخورد صورتش امّا
یک مرتبه چرخید سرش خورد به دیوار

با دست در آن کوچه به دنبال علی گشت
انگار که با چشم تَرَش خورد به دیوار

ای کاش به جای تو مرا... روی لبش داشت
هرگاه که حیدر نظرش خورد به دیوار

از عرش خدا نوحه گر فاطمه گردید
تا دختر خیرالبشرش خورد به دیوار
دیدگاه ها (۱)

باران گرفت و قصه ی دریا شروع شدتکبیرهای جنگل و صحرا شروع شدب...

. مادر سلام ، آمده ام "عید دیدنی"فصل بهار با تو شد ای یاس ، ...

●○ السلام علیک یا فاطمه الزهرا○●یا علی، شب بر سر قبرم بمانهل...

در این ساعات آخر سال ،دوتا جمله هست که باید بگم :1_تشکر برای...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 169✦..........................

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط