قصه دهم: قیس بن سعد
قصه دهم: قیس بن سعد
فرماندهای که از مالک کمتر نبود، اما تاریخ او را کمتر شناخت
بسم الله الرحمن الرحیم
در قصههای گذشته از مالک، عمار، میثم و کمیل گفتیم؛ اما این بار نوبت مردی است که اگر مالک، شمشیر امیرالمؤمنین علی (ع) بود، قیس بن سعد عقل سیاسی و تدبیر او به شمار میرفت. معاویه از قیس هراس داشت، زیرا میدانست شمشیر را میتوان با زهر از میان برداشت، اما سیاستمداری هوشمند را به آسانی نمیتوان شکست داد.
قیس بن سعد بن عباده، فرزند رئیس قبیله خزرج و از خانوادهای بزرگ و بانفوذ در مدینه بود. از کودکی در محیطی رشد کرد که سخاوت، مدیریت و سیاست در آن جریان داشت. او علاوه بر بخشندگی، انسانی زیرک، مدیر و فرماندهای کاردان بود و از همان دوران پیامبر اکرم (ص) مسئولیتهای مهمی بر عهده گرفت.
تفاوت قیس با مالک اشتر در میدان نبرد نبود، بلکه در شیوه مقابله با دشمن بود. مالک با قدرت نظامی دشمن را به عقب میراند، اما قیس با تدبیر و شناخت نقشههای دشمن، بسیاری از توطئهها را پیش از وقوع خنثی میکرد. به همین دلیل، پس از شهادت مالک اشتر، امیرالمؤمنین (ع) قیس را برای اداره مصر برگزید و او را فردی دانست که نه فریب میخورد، نه میترسد و نه از میدان عقبنشینی میکند.
در مصر، معاویه دریافت که با حضور قیس، امکان تسلط بر آن سرزمین را ندارد. بنابراین به جای جنگ نظامی، جنگ روانی را آغاز کرد. نامهای جعلی به نام قیس منتشر کرد و شایع ساخت که او مخفیانه با معاویه بیعت کرده است. این شایعه به کوفه رسید و برخی از افراد سادهاندیش آن را باور کردند و از امام خواستند قیس را برکنار کند. امیرالمؤمنین (ع) این تهمت را دروغ میدانست، اما برای جلوگیری از اختلاف داخلی، قیس را فراخواند. نتیجه این جنگ روانی آن بود که مصر بدون نبرد از دست رفت و معاویه با یک شایعه به هدف خود رسید.
این ماجرا نشان داد که دشمن همیشه با شمشیر حمله نمیکند؛ گاهی با دروغ، شایعه، جعل خبر و اختلافافکنی ضربهای میزند که از جنگ نیز سنگینتر است. قیس این حقیقت را به خوبی میشناخت، اما بسیاری از اطرافیان آن روز آن را درک نکردند.
پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن مجتبی (ع) قیس را فرمانده بخشی از سپاه خود قرار داد. در همان روزها، بسیاری از فرماندهان با تطمیع یا تهدید معاویه از میدان کنار رفتند و صلح بر امام تحمیل شد. پس از صلح نیز معاویه تلاش کرد قیس را به بیعت وادار کند و وعده مقام و ثروت داد، اما او پاسخ داد که با علی (ع) و حسن (ع) بیعت کرده و هرگز دلش با معاویه نخواهد بود. هرچند به احترام تصمیم امام حسن (ع) شمشیر نکشید، اما تا پایان عمر بر عهد خود وفادار ماند.
قیس تنها متعلق به تاریخ نیست؛ او الگوی سیاستمداری مؤمن، وفادار و فریبناپذیر است.
در این نگاه، خواجه نصیرالدین طوسی نمونهای از قیس در دوران هجوم مغول معرفی میشود؛ دانشمندی که با تدبیر، ضمن حفظ میراث علمی و فرهنگی، رصدخانه مراغه و کتابخانهای بزرگ را بنیان نهاد و از ظرفیتهای موجود برای حفظ تشیع بهره برد.
در دوران معاصر نیز شهید آیتالله سیدمحمد بهشتی به عنوان شخصیتی شبیه قیس معرفی میشود؛ مدیری تشکیلاتی که با آرامش، منطق و سازماندهی، ساختارهای مهم نظام را پایهگذاری کرد و دشمن بیش از هر چیز از قدرت فکری و تشکیلاتی او هراس داشت.
قیس امروز کسی است که سه ویژگی دارد: با تدبیر و شناخت، جنگ روانی دشمن را تشخیص میدهد؛ در برابر شایعات و عملیات رسانهای فریب نمیخورد؛ و در سختترین شرایط نیز بر عهد و ولایتمداری خود استوار میماند.
نمونههای این روحیه را میتوان در فرماندهان گمنام، دانشمندانی که در شرایط سخت به پیشرفت کشور کمک میکنند و فعالان فرهنگی که آرام و پیوسته به تبیین حقیقت میپردازند، مشاهده کرد.
درس این قصه
۱. جامعه هم به شجاعت مالک نیاز دارد و هم به تدبیر قیس؛ هیچکدام جای دیگری را پر نمیکند.
۲. دشمن تنها با سلاح نظامی نمیجنگد؛ شایعه، جعل، جنگ رسانهای و اختلافافکنی نیز از ابزارهای اوست.
۳. وفاداری در روزهای تنهایی ارزش خود را نشان میدهد؛ همانگونه که قیس بر بیعت خود استوار ماند.
۴. تدبیر، تشکیلات و هوشیاری، از مهمترین ابزارهای مقابله با فتنه و جنگ روانی هستند.
میخوانیم:
«محمد بن ابیبکر؛ جوانی که در راه حق، پدرخوانده خود را به چالش کشید.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #قیس_بن_سعد #یاران_علی #سیاستمداری #تدبیر #تشکیلات #خواجه_نصیر_طوسی #شهید_بهشتی #فتنه_شناسی #بصیرت #قرارگاه_بصیرت #ظهور
فرماندهای که از مالک کمتر نبود، اما تاریخ او را کمتر شناخت
بسم الله الرحمن الرحیم
در قصههای گذشته از مالک، عمار، میثم و کمیل گفتیم؛ اما این بار نوبت مردی است که اگر مالک، شمشیر امیرالمؤمنین علی (ع) بود، قیس بن سعد عقل سیاسی و تدبیر او به شمار میرفت. معاویه از قیس هراس داشت، زیرا میدانست شمشیر را میتوان با زهر از میان برداشت، اما سیاستمداری هوشمند را به آسانی نمیتوان شکست داد.
قیس بن سعد بن عباده، فرزند رئیس قبیله خزرج و از خانوادهای بزرگ و بانفوذ در مدینه بود. از کودکی در محیطی رشد کرد که سخاوت، مدیریت و سیاست در آن جریان داشت. او علاوه بر بخشندگی، انسانی زیرک، مدیر و فرماندهای کاردان بود و از همان دوران پیامبر اکرم (ص) مسئولیتهای مهمی بر عهده گرفت.
تفاوت قیس با مالک اشتر در میدان نبرد نبود، بلکه در شیوه مقابله با دشمن بود. مالک با قدرت نظامی دشمن را به عقب میراند، اما قیس با تدبیر و شناخت نقشههای دشمن، بسیاری از توطئهها را پیش از وقوع خنثی میکرد. به همین دلیل، پس از شهادت مالک اشتر، امیرالمؤمنین (ع) قیس را برای اداره مصر برگزید و او را فردی دانست که نه فریب میخورد، نه میترسد و نه از میدان عقبنشینی میکند.
در مصر، معاویه دریافت که با حضور قیس، امکان تسلط بر آن سرزمین را ندارد. بنابراین به جای جنگ نظامی، جنگ روانی را آغاز کرد. نامهای جعلی به نام قیس منتشر کرد و شایع ساخت که او مخفیانه با معاویه بیعت کرده است. این شایعه به کوفه رسید و برخی از افراد سادهاندیش آن را باور کردند و از امام خواستند قیس را برکنار کند. امیرالمؤمنین (ع) این تهمت را دروغ میدانست، اما برای جلوگیری از اختلاف داخلی، قیس را فراخواند. نتیجه این جنگ روانی آن بود که مصر بدون نبرد از دست رفت و معاویه با یک شایعه به هدف خود رسید.
این ماجرا نشان داد که دشمن همیشه با شمشیر حمله نمیکند؛ گاهی با دروغ، شایعه، جعل خبر و اختلافافکنی ضربهای میزند که از جنگ نیز سنگینتر است. قیس این حقیقت را به خوبی میشناخت، اما بسیاری از اطرافیان آن روز آن را درک نکردند.
پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن مجتبی (ع) قیس را فرمانده بخشی از سپاه خود قرار داد. در همان روزها، بسیاری از فرماندهان با تطمیع یا تهدید معاویه از میدان کنار رفتند و صلح بر امام تحمیل شد. پس از صلح نیز معاویه تلاش کرد قیس را به بیعت وادار کند و وعده مقام و ثروت داد، اما او پاسخ داد که با علی (ع) و حسن (ع) بیعت کرده و هرگز دلش با معاویه نخواهد بود. هرچند به احترام تصمیم امام حسن (ع) شمشیر نکشید، اما تا پایان عمر بر عهد خود وفادار ماند.
قیس تنها متعلق به تاریخ نیست؛ او الگوی سیاستمداری مؤمن، وفادار و فریبناپذیر است.
در این نگاه، خواجه نصیرالدین طوسی نمونهای از قیس در دوران هجوم مغول معرفی میشود؛ دانشمندی که با تدبیر، ضمن حفظ میراث علمی و فرهنگی، رصدخانه مراغه و کتابخانهای بزرگ را بنیان نهاد و از ظرفیتهای موجود برای حفظ تشیع بهره برد.
در دوران معاصر نیز شهید آیتالله سیدمحمد بهشتی به عنوان شخصیتی شبیه قیس معرفی میشود؛ مدیری تشکیلاتی که با آرامش، منطق و سازماندهی، ساختارهای مهم نظام را پایهگذاری کرد و دشمن بیش از هر چیز از قدرت فکری و تشکیلاتی او هراس داشت.
قیس امروز کسی است که سه ویژگی دارد: با تدبیر و شناخت، جنگ روانی دشمن را تشخیص میدهد؛ در برابر شایعات و عملیات رسانهای فریب نمیخورد؛ و در سختترین شرایط نیز بر عهد و ولایتمداری خود استوار میماند.
نمونههای این روحیه را میتوان در فرماندهان گمنام، دانشمندانی که در شرایط سخت به پیشرفت کشور کمک میکنند و فعالان فرهنگی که آرام و پیوسته به تبیین حقیقت میپردازند، مشاهده کرد.
درس این قصه
۱. جامعه هم به شجاعت مالک نیاز دارد و هم به تدبیر قیس؛ هیچکدام جای دیگری را پر نمیکند.
۲. دشمن تنها با سلاح نظامی نمیجنگد؛ شایعه، جعل، جنگ رسانهای و اختلافافکنی نیز از ابزارهای اوست.
۳. وفاداری در روزهای تنهایی ارزش خود را نشان میدهد؛ همانگونه که قیس بر بیعت خود استوار ماند.
۴. تدبیر، تشکیلات و هوشیاری، از مهمترین ابزارهای مقابله با فتنه و جنگ روانی هستند.
میخوانیم:
«محمد بن ابیبکر؛ جوانی که در راه حق، پدرخوانده خود را به چالش کشید.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #قیس_بن_سعد #یاران_علی #سیاستمداری #تدبیر #تشکیلات #خواجه_نصیر_طوسی #شهید_بهشتی #فتنه_شناسی #بصیرت #قرارگاه_بصیرت #ظهور
- ۳۵۹
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط