مَش غُلوم هم عاقبت شد اهل دیش!!!
مَش غُلوم هم عاقبت شد اهل دیش!!!
آنتنی بگذاشت در ایوان خویش.
تا زَنَد گَشتی دراین کانالها،
فیلمهاو همچنین سریالها.
بالشی برپشت و رِیمُوتش بدست،
صُبح تا شب،پای تی وی می نشست.
فیلم ها بر روی او تأثیر کرد،
کَم کَمَک رفتار اوتغییر کرد.
هرزمان میدیداز آن تیپها،
شِکوه سرمیدادو میگفت:
ای خدا.
از چه رو،یارم فَشِن اندام نیست؟
یعنی آن چیزی که من میخوام نیست.
همسری تیپیک تر باید گرفت،
یک کَمَر باریکترباید گرفت.
رفت و یار خوش اَدایی تور کرد،
دلبر بالا بلایی جور کرد.
چند وقتی روزگارش خوب بود،
چون که یارش ظاهراً مطلوب بود.
یار هم از او سواری میگرفت،
بَسته بَسته صد هزاری میگرفت!!.
بی مَهابا خرج میکرد آن بَشر،
تا شَوداز دیگران خوش تیپ تر.
مَش غُلوم وضعش یِه هُو ناجور شد!!
زِرت او یکباره بد قَمصُور شد.
یار،آهنگ جدایی ساز کرد،
نغمه های بیوفایی جار کرد.
طالب،مهریه اش شد ناگهان،
مَش غُلوم،بر کَله و بر سَر زنان.
تا که از آن،غُصه و اندوه و درد،
طبق اسناد پزشکی سکته کرد.
چون که بیرون آمد از حالِ کُما،
گفت:پایین آوریداین دیش را.
گَند زد،یارِ فَشِن بر هیکَلَم،
ای به قربانِ عَیالِ اَوَّلَم!!!.
ای فدای،وَزنِ و هم پهنای او،
جنگل پُر پُشت اَبروهای او.
ای فدای،موی مِش نادیده اش،
چشمهای سایه نامالیده اش.
هرکجاباشد صدایش میکنم،
بعدازاین جان را،فدایش میکنم!!!!.
آنتنی بگذاشت در ایوان خویش.
تا زَنَد گَشتی دراین کانالها،
فیلمهاو همچنین سریالها.
بالشی برپشت و رِیمُوتش بدست،
صُبح تا شب،پای تی وی می نشست.
فیلم ها بر روی او تأثیر کرد،
کَم کَمَک رفتار اوتغییر کرد.
هرزمان میدیداز آن تیپها،
شِکوه سرمیدادو میگفت:
ای خدا.
از چه رو،یارم فَشِن اندام نیست؟
یعنی آن چیزی که من میخوام نیست.
همسری تیپیک تر باید گرفت،
یک کَمَر باریکترباید گرفت.
رفت و یار خوش اَدایی تور کرد،
دلبر بالا بلایی جور کرد.
چند وقتی روزگارش خوب بود،
چون که یارش ظاهراً مطلوب بود.
یار هم از او سواری میگرفت،
بَسته بَسته صد هزاری میگرفت!!.
بی مَهابا خرج میکرد آن بَشر،
تا شَوداز دیگران خوش تیپ تر.
مَش غُلوم وضعش یِه هُو ناجور شد!!
زِرت او یکباره بد قَمصُور شد.
یار،آهنگ جدایی ساز کرد،
نغمه های بیوفایی جار کرد.
طالب،مهریه اش شد ناگهان،
مَش غُلوم،بر کَله و بر سَر زنان.
تا که از آن،غُصه و اندوه و درد،
طبق اسناد پزشکی سکته کرد.
چون که بیرون آمد از حالِ کُما،
گفت:پایین آوریداین دیش را.
گَند زد،یارِ فَشِن بر هیکَلَم،
ای به قربانِ عَیالِ اَوَّلَم!!!.
ای فدای،وَزنِ و هم پهنای او،
جنگل پُر پُشت اَبروهای او.
ای فدای،موی مِش نادیده اش،
چشمهای سایه نامالیده اش.
هرکجاباشد صدایش میکنم،
بعدازاین جان را،فدایش میکنم!!!!.
- ۴۷۹
- ۱۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط