پیرمردی مشت خاکی را نشانم داد و گفت:

پیرمردی مشت خاکی را نشانم داد و گفت:
جـز همین از ما نمی‌ماند، نمی‌دانی بدان.
دیدگاه ها (۰)

و نیافریده زن زشت : )

اری صبورتر شده ام اما....

و عمر، شیشه‌ی عطر است! پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی...

این علم زمین نمی ماند 🇮🇷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط