پیرمردی مشت خاکی را نشانم داد و گفت:

پیرمردی مشت خاکی را نشانم داد و گفت:
جـز همین از ما نمی‌ماند، نمی‌دانی بدان.
دیدگاه ها (۰)

و نیافریده زن زشت : )

اری صبورتر شده ام اما....

وَ در آخر کسی برات نمی‌ماند جز خودت🖤🚷.....

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

عاشقانه بیعت با رهبری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط