آتیش گرفت و رفت

آتیش گرفت و رفت

داغون شد و گذشت

روزای خوب من

من باختم ولی

تو دیگه اینهمه ، زخم زبون نزن...
دیدگاه ها (۱)

رفیق لحظه های کوری و پیریچرا دستامو محکم تر نمی گیریتو هم می...

شریک لحظه های غصه و غم باشتو این روزای تنهایی ، رفیقم باش

چه نامردهاونی که مرد این راههکه حتی ، گریه هاشم ، اشک تمساحه...

اونایی که میگفتنپشت من هستنهمه ، شمشیر رو از رو واسه من بستن...

زخم زبون آدمها از دوری تو بد تره من با تو ام تو بی منیبسه دی...

چرا داری گریه میکنی ،ما خودمون وضعیتمون خوب نیست از لحاظ روح...

نوستالوژی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط