باید سکوت کنم چندیست تمرین می کنم / من می توانم ،می شود آ

باید سکوت کنم چندیست تمرین می کنم / من می توانم ،می شود آرام تلقین می کنم / با صداهات ؛ عکسهایت تا صبح صحبت می کنم / با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم / سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم / شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم / حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود / فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم / من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی ؛ رفته ام برنمی گردم، همین / خود را برای درک این، صد بار تحسین می کنم
از جنب وجوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود / وقتی عروسی می کند، این می کنم آن می کنم / خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور / با لطف قرص قد نقل یک خواب رنگین می کنم / این درد زرد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است / از روی عادت عشق و دوستی با بار سنگین می کنم / هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت / حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم / نه اسب،نه باران،نه عشق،تنهاییم و این دائمیست / اسب حقیقت را خودم با این نشان زین می کنم / یا می برم ، یا باز هم نقش شکستی تلخ را / در خاطرات تلخ خود با رنج آذین می کنم / حالا نه تو مال منی،نه خواستی سهمت شوم / این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم / کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست / این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم

/ سعید
دیدگاه ها (۲)

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شودو انسان با نخستین درددر من ز...

مگر ده چندتا دهکده داشت مگردهکده چندتا شهر داشت مگر شهرچندتا...

فانوس به دست دوردستها ؛ به کوچه ها می رومنور حتی تا نزدیکم ر...

قدیرم نوشته ... اشتباهدراین آسمان ؛ جایم نیستکوله بارم درشهر...

سلام به همه دخترای قشنگم امیدوارم هر کجا هستید خوشتون باشه و...

قاتل عاشق من

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت7ویو هارونا:هارونا تمام روز رو با حال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط