یہ وقتآیے،

یہ وقتآیے،
یہ حرفآیے،...
چنان آتیشت میزنہ
کہ دوست دارے فریاد بزنے،
ولی نمیتونے!
دوست دارےاشک بریزے،
ولی نمیتونے!
حتے دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ!
تمام وجودت میشہ بغضے کہ نمیترکه..
بہ این میگن
"درد بے درمون"
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت ۶سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق...

professor Riddle, p33

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

پارت ۲۹(یونا به سمت ماشین میدوه‌ ولی جونگ کوک اونو میگیره )ی...

خنده ی ممنوعه.

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط