گاهی می‌نشینیم به آدم ها فکر می‌کنیم

گاهی می‌نشینیم به آدم ها فکر می‌کنیم
به آن ها که دیگر نداریمشان
یا ندارندمان !
به آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتند
یا آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتیم ...
اما حالا که فکر می‌کنیم می‌بینیم آن قدرها هم بد نبوده اند، آن قدر ها هم رفتن لازم نبود ...
بعد دلتنگشان می‌شویم. از کجا معلوم ! شاید آن ها هم دلتنگمان می‌شوند ... اما خودمان درون خودمان می‌‌مانیم ... بدونِ اینکه بگوییم چقدر بودن همدیگر را می‌خواهیم ...

میدانی؟
رفتن تو هم همینجور است
رفتن من هم همینجور ...
زمان آدم ها را عاشقتر می‌کند ...
دیدگاه ها (۲)

فقط کافیست از قضا و قدَرِ این زمانه یِ خاکی و گِلی,به دور از...

ترک کردن را خوب یاد گرفته ام...از زمانی که یادم هست مشغول تر...

روزی می‌رسد که پشیمان می‌شوی از دوست داشتن یک طرفه،از این حس...

گلاویزِ یک جمعه امعنکبوتیتار تنیده در دهلیز های تاریکِ ذهنپی...

گاهی آن‌قدر روی چیزهایی که نداریم تمرکز می‌کنیم،که نعمت‌هایی...

گاهی آن‌قدر روی چیزهایی که نداریم تمرکز می‌کنیم،که نعمت‌هایی...

وقتی بزرگ‌تر می‌شی، تازه می‌فهمی دردناک‌ترین زخم‌ها رو همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط