آدمی می شناسم از دوزخ

آدمی می شناسم از دوزخ
خوف و تشویش دارد و من نه

بس که می ترسد از عذاب خدا
هول از آتیش دارد و من نه

دائما ذکر گوید و، تسبیح
در کف خویش دارد و من نه

قلبی آکنده از خدا و سری
باطل اندیش دارد و من نه

بس عجول است در رکوع و سجود
گویی او جیش دارد و من نه

تا رسد ز آسمان به او الهام
دو سه تا دیش دارد و من نه

گوئیا با خدا بُود فامیل
او که این کیش دارد و من نه

بهر ماموریت ز بیت المال
هی سفر پیش دارد و من نه

توی هر شهر از بلاد فرنگ
قوم یا خویش دارد و من نه

برنگشته ز انگلیس هنوز
سفر کیش دارد و من نه

بهر حج تمتع و عمره
کوپن و فیش دارد و من نه

زندگی تخته نرد اگر باشد
او دو تا شیش دارد و من نه

پانزده تا مغازه، یک پاساژ
توی تجریش دارد و من نه

در دزاشیب باغ و در قلهک
خانه از خویش دارد و من نه

یازده تا عیال، صیغه و عقد
بی کم و بیش دارد و من نه

گر چه با گرگ ها بود دمخور
ظاهر میش دارد و من نه

دانی او این همه چرا دارد؟
چون که او ریش دارد و من نه

محمد رضا عالی پیام (هالو)
دیدگاه ها (۴)

دوستان پاک وطنم فقر بینوایان را در هم میشکند تا میشود دستگیر...

از خانه زنبور عسل می دزدید!مو را ز سرِ فرد کچل می دزدید!چون ...

سلام دوستان امشب باتمام سلولهای سرسام گرفته ام مینویسمﺩﺭ ﺑﺎﺯ...

چرا اینگونه از موی زنان ارشاد میترسداز این موی رها گشته به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط