وقتی هفده ساله بودم جمله ای خواندم با این مضمون که :

وقتی هفده ساله بودم جمله ای خواندم با این مضمون که :
اگر هر روز به گونه ای زندگی کنی که گویی آخرین روز زندگی تو است، یک روز بالاخره حق با تو خواهد بود.
این جمله تأثیر زیادی روی من گذاشت و پس از آن در این ۳۳ سال هر روز در مقابل آینه از خودم می‌پرسم که:
اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد، آیا باز هم کارهایی را می‌خواستم انجام دهم که امروز قرار است انجام دهم یا نه؟
و هر گاه چندین روز متوالی جواب نه باشد می‌دانم که باید چیزی را تغییر دهم.

به یاد آوردن این که به زودی خواهم مرد مهم‌ترین ابزاری است که برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ در زندگی به آن برخورده‌ام.

روحش شاد
دیدگاه ها (۲)

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

میخوای پرواز کنی، هر چی که تو رو پایین میکشه رو رها کن ...

از کتاب هنر شفاف اندیشیدن

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

خواب رویایی part: ۶ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط