برای آمدنت

برای آمدنت
قلبم را به وسعت یک شهر خالی کردم
آمدی، نماندی، و رفتی
حالا من مانده ام
و قلبی که انگار یک شهر از آن رفته است..
دیدگاه ها (۲)

دمی با تو به سر بردن خودش آرامشی ناب است..

ای آرزوی گمشدهمهمان کیستی؟

تمام شد عزیز من، نه دیگر اشکی مانده که برای تو بریزم، نه ذهن...

من یا او؟!¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط