کاش...

کاش...
بعد از همه دلقک بازیهایم!
کسی می آمد, ماسک را از روی صورتم بر میداشت!
میگفت:
حالا از دردهایت بگو...
من گوش میکنم!
ALI
دیدگاه ها (۱)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

the hardeat way ۹

آپدیت اینستاگرام مامان چان"هر جا که موسیقی پخش میشدبچه‌ای که...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

رمان آرام باش

همه‌چیز با یک جمله شروع می‌شود: «انتخاب خودمه!»اما انتخاب‌ها...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط