این همه لحظه برای خندیدن داشتیم چرا لبخندمان را از هم در
این همه لحظه برای خندیدن داشتیم. چرا لبخندمان را از هم دریغ ڪردیم؟
چرا دو دستی روزهای خوبمان را بغل نڪردیم؟
ما ڪه میدانستیم خوشی ها میمیرند
و غم میماند و غم!
چرا میان خوشی نمُردیم؟
ما سزاواریم!
حالا ڪه صورتمان خط افتاده،
حسرت می خوریم.؟
مایی ڪه صورت مادربزرگ را
دیده بودیم. چین و چروک و حسرت را
دیده بودیم.
چرا دو دستی روزهای خوبمان را بغل نڪردیم؟
ما ڪه میدانستیم خوشی ها میمیرند
و غم میماند و غم!
چرا میان خوشی نمُردیم؟
ما سزاواریم!
حالا ڪه صورتمان خط افتاده،
حسرت می خوریم.؟
مایی ڪه صورت مادربزرگ را
دیده بودیم. چین و چروک و حسرت را
دیده بودیم.
- ۶۲۲
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط