𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART³⁴

(نایون+)(جونگکوک–)(پدر جونگکوک=)(مادر نایون≈)(مادربزرگ¥)
با اون حرف مادربزرگ جو کامل عوض شد و همه خندیدن...نایون میخواست یه حرفی بزنه اما اول برای چند ثانیه روش فکر کرد و بعد تصمیمش رو گرفت و گفت
+خب...راستش باید یه چیزی رو بهتون بگم
جونگکوک به نایون نگاه کرد... فهمید چی میخواد بگه و با اطمینان دست نایون رو فشار داد و نایون به جونگکوک نگاه کرد و لبخند زد
+من باردارم...
≈چی؟چندوقته؟
+خیلی وقت نیست...
=وای چرا مردای خانواده ما اینطورین؟
¥تقصیر خودتونه!
=خب پس بهتره هرچه سریعتر عروسی بگیرید!
–درسته اما اول باید یه سری چیزا رو درست کنیم...
+حق با جونگکوکه...ما هنوز باید یه سری چیزا رو درست کنیم...
=رابطتون مشکلی داره؟
–چی؟نه...منظورم اینه اول از همه می‌خوایم مطمئن بشیم هیچ خطری از گذشته تهدیدمون نمیکنه...
=اوه درسته داشتیم درموردش صحبت میکردیم...من واقعا نمیتونم باور کنم اما همیشه هم متوجه بودم که یه اتفاقی داره میوفته...من بهت اعتماد دارم و همه کار ها رو به خودت میسپارم!
–ممنون که بهم اعتماد کردید...
«پرش زمانی دو هفته بعد»
بلاخره همه چیز حل شده بود...جونگکوک تمام کار ها رو درست کرده بود...و فهمیدن دلیل اینکه لارا جیهون رو کـ‌شته درواقع این بوده که حدس زده بود جیهون همچین کاری می‌کنه پس می‌خواسته از روش خودش علیهش استفاده کنه اما فکرش رو نمی‌کرد مدارک جونگکوک انقدر محکم باشن که بندازنش پشت میله های زندان...و لارا بچه رو سـ‌قط کرد چون نمی‌خواست بچه ای از جیهون داشته باشه و توی زندان خـ‌ودکـ‌شی کرد... با اینکه لارا خیلی بهشون آزار رسونده بود اما نایون تصمیم گرفت براش به مدت یک روز عزاداری کنه...پدر لارا و جیهون دستگیر شده و حکمشون به خاطر اینکه سال ها بود دزدی میکردن و تقریبا توی کاری که لارا انجام داده بود همدست بودن حبس ابد شد...درسته هنوز خطرناک بود اما الان بلاخره همه چیز بهتر بود و امن تر برای ساختن زندگیشون از نو...جونگکوک و نایون داشتن آماده میشدن تا سه هفته دیگه مراسم عروسیشون رو بگیرن... اما الان داشتن درمورد یه موضوعی صحبت میکردن و به تفاهم نمیرسیدن!
+چرا باید خونه بخریم؟من همین آپارتمان رو دوست دارم!اینجا کلی خاطره داریم!
–میدونم عزیزم ولی این آپارتمان برای دوران دانشجویی بود که وسایل زیادی نداشتیم و دو نفر بودیم اما برای زندگی مشترک مون کوچیکه در ضمن دیگه دو نفر نیستیم سه نفریم!
+اما!
–اما بی اما عزیزم!اینجا رو نگه میدارم و هروقت خواستی میتونیم بیایم اینجا اما برای زندگی همیشگی نه،باشه؟
نایون اخم کرد ولی موافقت کرد چون میدونست حق با جونگکوکه
+باشه... خب حداقل بریم همون خونه ای که با لارا توش زندگی میکردی... نیاز نیست خونه بخری!
–اونجا؟عمرا!با دیدن اونجا کابوس میبینم!اونجا یادآور روزای بدمه!اونجا رو میفروشم و یه خونه می‌خریم!
نایون کمی فکر کرد...خودش هم اگر می‌رفت اونجا هرشب کابوس لارا رو میدید...پس باید موافقت میکرد!اخم مصنوعی کرد و گفت
+باشه اما یه خونه می‌خریم!نه یه عمارت!
جونگکوک به اخم نایون خندید و به سمت خودش کشید و دستاش رو دور کمرش گذاشت
–وقتی اخم می‌کنی بامزه تر میشی!
+اوه میخوای بامزه رو نشونت بدم؟
جونگکوک خندید و پیشونی نایون رو بوس کرد
–باورم نمیشه بلاخره قراره باهم باشیم... میدونی یه کم سریع اتفاق افتاده...
+اوهوم...مادربزرگت گفت این بچه یه معجزه ست...فکر کنم دروغ نگفته،چون واقعا انگار یه معجزه رخ داده!
–پس کوچولوی من یه معجزه ست؟
+کوچولوی تو؟انگار فقط تو زحمت کشیدی!این منم که دردش رو کشیده!
جونگکوک تصمیم گرفت لجبازی کنه و نایون رو اذیت کنه!
–اوه اما این من بودم که به این بچه ژن دادم!
+طبق نظریه علمیش اگر بچه پسر باشه...
نایون خواست حرفش رو ادامه بده که جونگکوک نزاشت و تصمیم گرفت با یه بـ‌وسه ساکتش کنه چون میدونست توی این بحث بازندست!بعد از چند مین که عقب کشید نایون با حالتی شاکی گفت...
+هی داشتم حرف میزدم!
–باشه باشه حق با توعه!حالا بیا بریم خونه انتخاب کنیم که بخریم!
+تو از عمد نزاشتی حرف بزنم!
جونگکوک به اصرار نایون خندید
–خیلی بامزه ای!دوستت دارم!
+داری بحث رو عوض می‌کنی؟این عادلانه نیست!
–بله خانم رئیس!
+خیلی وقتا دوست دارم بزنمت!
–دلت میاد به چهره به این جذابی آسیب بزنی؟
+می‌دونستی خیلی خودشیفته ای؟
–نچ من خودشیفته نیستم!من نایون‌شیفته ام...یعنی شیفته نایونم!

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🌷
10 بازنشر✨
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۲)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³³(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³²(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁸(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁰(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط