پشت در بودی و من در هراس از واقعه

پشت در بودی و من در هراس از واقعه
ناگهان دیدم شدی نقش زمین یا فاطمه
من درون خانه بودم فضه را دادی ندا
غرق خون گردید ی و محسنم گردید و
دیدگاه ها (۰)

اشک مظلوم

سلام خدا بر شهید ایثار و اخلاص

جانی که پر زد محسن بود. جانی که می سوخت مادر بود. عمری برای ...

دوستان به این لحظات و ثانیه ها قسم لذت فقط در پیش خداست وقتی...

jisung

My angel (part5)نفهمیدی چیشد که مرد ازت جدا شد و با خوردن مش...

[☆part⁴☆]شب وقتی مطمئن شدم همه خوابیدن از بالکن اروم اومدم پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط