سخت ترین انتخاب

#سخت ترین انتخاب
پارت ۲ .•°♡
........
×اوه اقای کیم شما چرا اینجایید؟*لبخند عصبی میزنه *
*تهیونگ به تو نگاه میکنه و بعدش به چشمای جانگ کوک زل میزنه*
_اقای جئون دنبال چیزی بودین که خانوم لی رو تا اینجا دنبال کردین ؟
×اره، یه حرف کوچیک با خانوم لی داشتم*پوزخند میزنه*
_چه... هرچی که بود دیگه بدون اجازه من با کارمندان من حرف نزنین *تهیونگ بهت نگاه میکنه*
_بریم خانوم لی؟
+ب..بله قربان .
_جانگ کوک چشمک میزنه و میره و ا/ت و تهیونگ و سولی هم برمیگردن هتل _
پرش زمانی چند روز بعد
_به مهمانی جانگ کوک دعوت شده بودیم و اونجا تهیونگ و جانگ کوک رسما شریک تجاری شدن و همه جا شایعه شراکت این دونفر بود و سهام هردو شرکت بالا رفته بود بعد از امضای قرارداد همه مهمان ها دست زدن و بعدش تهیونگ گوشیش زنگ خورد و رفت تا جواب گوشیو بده داشتم به تهیونگ نگاه میکردم که یهو سولی اومد و از عمد شراب رو ریخت روی لباسم_
+سولی،چیکار کردی؟
¥همم.. ببخشید عمدی نبود*پوزخند میزنه*
+واقعا برات متاسفم سولی
_سریع رفتم سمت دستشویی تا لباسمو تمیز کنم و چون لباسم مشکی بود لکه ایی دیده نمیشد . و بعد از تمیز کردن لباسم برگشتم به سالن که یهو برق ها رفت و من همونجا میخکوب شدم از ترس . به دور و‌ ورم نگاه کردم هیچی معلوم نمیشد که یهو یکی مچ دستمو گرفت و کشید سمت خودش_
+ک...کی هستی؟
_من تهیونگم نترس . از کنارم تکون نخور . باید سولی رو پیدا کنیم و از اینجا بریم .
+باش قربان
_منو با خودش کشید و برد . چون همه جا تاریک بود چیزی نمیدیدم داشتیم میرفتیم که یهو کسی به صورت تهیونگ مشت زد _
+اقای کیم ؟خوبین ؟
_وقتی جوابی نشنیدم خیلی ترسیدم و به تاریکی دورم نگاه کردم و ترسم بیشتر شد _
+اقای کیم کجایین ؟حالتون خوبه؟
_که یهو یک نفر از پشت اومد و در گوشم گفت_
×نترس خانوم لی*پوزخند میزنه*
*از ترس خشکم میزنه*
+ا..اقای ج..جئون ...ت..تو به ..ا..اقای ک..کیم مشت زدی؟
*جانگ کوک نزدیک تر میشه *
×اره، من بودم . چون میخواستم با تو تنها صحبت کنم .
*یک قدم جلو رفتم اما اون کمر منو گرفت و کشید سمت خودش و نفسم بند اومد و ترسیدم*
+داری چیکار میکنی؟ولم کن ,اقای جئون .
×میدونی چیه؟گفته بودم همه چیو میدونم . الان بهت میگم چرا اینجایی .*تو رو به سمت خودش برمیگردونه و به چشمانت نگاه میکنه*
×میدونم اومدی تا از تهیونگ انتقام پدرتو بگیری .
_وقتی اینو گفت جا خوردم و نمیدونستم چطور اون درمورد انتقام من فهمیده و... _
دیدگاه ها (۰)

jhobiii🔥

Jin🍬🍫

اجرای کامل FYA❤️‍🔥💋

جیهوپیی🩵🍭

#سخت ترین انتخاب ا/ت از خواب بیدار شدم لباس هامو عوض کردم و ...

سخت ترین انتخاب پارت ۳ .•°♡...._تو تاریکی هیچی معلوم نمیشد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط