نمیخواهم قدرم را بدانی; بعد از روزها و ماهها و سالها بعد

نمیخواهم قدرم را بدانی; بعد از روزها و ماهها و سالها بعد از جدایی و تنهایی...
نمیخواهم مدتها پس از عادت کردن به تنهایی دوباره به سراغم بیایی و بگویی که هیچ کس مثل تو نبود و نشد...
نمیخواهم بعد از له شدنم، بعد از به سنگ خوردنت، بعد از بی حرمت شدن عشق، بعد از ماهها و سالها دست دیگران را گرفتن و بعد از دیر شدن; با بوی نفس و عطر دیگری به سراغ دستانم بیایی...
اگر عشق بود به آسانی نمیرفتی...
اگر عشق بود دستان دیگری را جایگزین دستانم نمیکردی...
به حرمت عشق دیگر نمیخواهم اینگونه بازگشت را...
زمانی که میخواستم و حرمت داشتم قدر میدانستی و بهترینم میدانستی...

"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا..."
دیدگاه ها (۳)

نمیخواهم قدرم را بدانی; بعد از روزها و ماهها و سالها بعد از ...

نمیخواهم قدرم را بدانیبعد از روزها و ماهها و سالهابعد از جدا...

نمیخواهم قدرم را بدانید; بعد از روزها و ماهها و سالها بعد از...

نمیخواهم قدرم را بدانید; بعد از روزها و ماهها و سالها بعد از...

وای ایسو

کاش میدونستی قدرمو :)!

:)!

تئومان همش دنیزو سوپرایز میکنه

وای عادل خیلی خوبه

جهان بعدی قول بده پشت منی :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط