کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم
حس خوبی ست که من این‌همه بی‌آزارم

خوش ندارم به کسی قولی و قلبی بدهم
که به یک حادثه روزی دل از او بردارم

این دلیلی ست که در این سفر تنهایی
از مسیری که به عشقی برسد بیزارم

#فرشاد_هاشمی_زاده
شـــعر
دیدگاه ها (۴)

من شدم مست دو چشمان سیاهکه جهان را به نگاهی بزدودشب من خیره ...

گفتی غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟شیرین من، برای غزل شور و حال...

ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوستسر نهم در خط جانان جان...

تا بداند که شبِ ما به چه سان میگذرد غم عشقش دِه و عشقش دِه و...

آپدیت دیگر از جیسو آپ در مورد سالگرد تاسیس بند بلک پینک در ا...

شعر و چارپاره

حرف های پایانی "نامی" در کنسرت تور جهانی بنگتن- آریرانگ، مون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط