دل من گریان است 

دل من گریان است 
همچو باران که زَنَد بر سر شهر 
آه این رخوت و این سستی چیست 
که به ژرفای دلم راه گشود؟ 
ای صدای خوش نوای باران 
بر سر خاک به روی هر بام ! 
بهر این دل که به حزن است عجین 
ای ترانه، ای صدای باران ! 


این دل غمزده پر آشوب 
بی سبب می‌گرید 
راستی حرف جفاکاری نیست 
آه این سوگ بود بی‌بنیاد؟ 
بد ترین درد دل من این است 
که نمی دانم هیچ 
خالی از عشق بدور از کینه 
دلم اینگونه ز غم آکنده است ! 
✍🏼📚
پل ورلن

ترجمه از محمد زیار


‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌ ᬼ🥀 ‌‌‎‌‌شعرهای باران زده🥀ᬼ ‌‌‎‌‌‎‌‌‎
دیدگاه ها (۰)

p27

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌ ᬼ🥀 ‌‌‎‌‌شعرهای باران زده🥀ᬼ ‌‌‎‌‌‎‌‌‎آسمان بر فرا...

دیریست دلم گرفته باراناشکم که ز غم سر شسته بارانچندیست " اسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط