چند پارتی
چند پارتی
مربی جذاب من
Part:4.
(یک هفته بعد)
الان دو هفتس که هر روز میرم تمرین و میام تو این دو هفته با پسرا جور شدم ولی جیهوپ یکم فرق میکنه هروقت نزدیکم میشه قلبم تند میزنه حس عجیبی دارم اون آدم خوبیه خیلی جذابه و همچنین خوش قلب ولی موقع تمرین و دنس خیلی جدی و سخت گیر میشه اما وقتایی که جدیه جذابیتش چند برابر میشه چی میگی ا.ت ساکت باش
ا.ت:تازگیا خیلی رومخ شدم وایی وارد کمپانی شدمو اسانسرو زدم که اومد پایین
و سوار شدم طبقه دوم زدم درا داشت بسته میشد که دستی مانع بسته شدنش شد وقتی باز شد جیهوپ شی با همون لبخند همیشه گیش بود اومد داخل و
جیهوپ:سلام
ا.ت:سلام
در بسته شد و داشتیم میرفتیم بالا داشتم نگاش میکردم که
جیهوپ:تموم نشد
ا.ت:بله؟
جیهوپ:نگاه کردنت
ا.ت:ها چی نه یعنی بله خب چیزه ..
جیهوپ:خیلی خب آروم باش*خنده
درا باز شد و رفت بیرون
واییییییییییی ا.تتت منم پیاده شدم و رفتیم سمت اتاق دنس و وارد شدیم
ا.ت:من لباسمو عوض میکنم
جیهوپ:باشه
رفتم لباسمو عوض کردمو اومدم که
جیهوپ:شروع کنیم
ا.ت:اهمم
شروع کردیم داشتیم تمرین می کردیم که یهو پام پیچ خورد داشتم میفتادم چشمامو بستم منتظر بودم که محکم با زمین برخورد کنم اما یکی گرفتم چشمامو باز کردم که تو بغل جیهوپ بودم
جیهوپ:خوبی
ا.ت:ا اره*خجالت
داشت درست تو چشام نگاه نکرده که مطمئنم از خجالت سرخ شدم قلبم داشت خیلی سریع میزد
جیهوپ:چیزی که نشد
ا.ت:نه میشه بزاریم زمین *خجالت
جیهوپ:هان اره
گذاشتم زمین که ازش فاصله گرفتم
ا.ت:ببخشید
جیهوپ:مشکلی نیست
ا.ت:اهمم
جیهوپ:خب بهتره یکم استراحت کنی
دقیق داشت تو چشمام نگاه میکرد ولی من نمیتونستم نگاش کنم
ا.ت:ا اها باشه
داشتم میرفتم که
جیهوپ:ا.ت
ا.ت:بله
جیهوپ:بعد تمرین وقت داری
ا.ت:چطور
جیهوپ:خب میخواستم باهم بریم بیرون اگه بخوای
ادامه دارد....
لایک و کامنت یادتون نره 🥰
مربی جذاب من
Part:4.
(یک هفته بعد)
الان دو هفتس که هر روز میرم تمرین و میام تو این دو هفته با پسرا جور شدم ولی جیهوپ یکم فرق میکنه هروقت نزدیکم میشه قلبم تند میزنه حس عجیبی دارم اون آدم خوبیه خیلی جذابه و همچنین خوش قلب ولی موقع تمرین و دنس خیلی جدی و سخت گیر میشه اما وقتایی که جدیه جذابیتش چند برابر میشه چی میگی ا.ت ساکت باش
ا.ت:تازگیا خیلی رومخ شدم وایی وارد کمپانی شدمو اسانسرو زدم که اومد پایین
و سوار شدم طبقه دوم زدم درا داشت بسته میشد که دستی مانع بسته شدنش شد وقتی باز شد جیهوپ شی با همون لبخند همیشه گیش بود اومد داخل و
جیهوپ:سلام
ا.ت:سلام
در بسته شد و داشتیم میرفتیم بالا داشتم نگاش میکردم که
جیهوپ:تموم نشد
ا.ت:بله؟
جیهوپ:نگاه کردنت
ا.ت:ها چی نه یعنی بله خب چیزه ..
جیهوپ:خیلی خب آروم باش*خنده
درا باز شد و رفت بیرون
واییییییییییی ا.تتت منم پیاده شدم و رفتیم سمت اتاق دنس و وارد شدیم
ا.ت:من لباسمو عوض میکنم
جیهوپ:باشه
رفتم لباسمو عوض کردمو اومدم که
جیهوپ:شروع کنیم
ا.ت:اهمم
شروع کردیم داشتیم تمرین می کردیم که یهو پام پیچ خورد داشتم میفتادم چشمامو بستم منتظر بودم که محکم با زمین برخورد کنم اما یکی گرفتم چشمامو باز کردم که تو بغل جیهوپ بودم
جیهوپ:خوبی
ا.ت:ا اره*خجالت
داشت درست تو چشام نگاه نکرده که مطمئنم از خجالت سرخ شدم قلبم داشت خیلی سریع میزد
جیهوپ:چیزی که نشد
ا.ت:نه میشه بزاریم زمین *خجالت
جیهوپ:هان اره
گذاشتم زمین که ازش فاصله گرفتم
ا.ت:ببخشید
جیهوپ:مشکلی نیست
ا.ت:اهمم
جیهوپ:خب بهتره یکم استراحت کنی
دقیق داشت تو چشمام نگاه میکرد ولی من نمیتونستم نگاش کنم
ا.ت:ا اها باشه
داشتم میرفتم که
جیهوپ:ا.ت
ا.ت:بله
جیهوپ:بعد تمرین وقت داری
ا.ت:چطور
جیهوپ:خب میخواستم باهم بریم بیرون اگه بخوای
ادامه دارد....
لایک و کامنت یادتون نره 🥰
- ۳۰۰
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط