برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست

برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست
شاخهٔ خشک تنم را برگ و باری آرزوست

شمع جمع خفتگانم، آتشم را کس ندید
خاطرم را مونس شب زنده داری آرزوست


"سیمین_بهبهانی"
دیدگاه ها (۱)

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیستاز بس که گره زد به گره حوص...

زندگیقطره قطره ذوب میشودآنچه باقی میماند" دوستی " هاستآنچه د...

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنمگر شکوه ای دارم ز دل با ...

هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفتیکدم خیال روی توام از نظر نرف...

part.75.(صبح)& چشامو که باز کردم دیدم که جی یون مثل یک جوجه ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط