#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART:15

جیمین: اشن اشن دیده تنار تو نیمیخوابم

یونگی: بهتر

پسرک پتیویی برداشت و از اتاق خارج شد.

با بسته شدن در مافیا تازه به خودش اومد، حتی خودش هم نمیدونست چرا انقدر عصبی شده. کلافه نفسشو بیرون فرستاد و دستشو تو موهاش فرو کرد.

از اونور پسرک پتو رو، رو کاناپه انداخت و سعی کرد دور خودش بپیچش.

جیمین: یونی بد، شل نینی داد میژنه.

مافیا براش انگار تبدیل به یه عادت شده که پسرک خودشو تو بغـ//لش مچاله کنه و برای اینکه نره دستاشو با دستای کوچولوش بگیره.

یونگی از تخت پایین اومد و از روی پله ها نگاهی به پسرک که تو خودش جمع شده بود کرد و ناخوداگاه کیوتی زیر لـ//ب زمزمه کرد. انگشتشو روی لبش کشید و برای بار هزارم بو//سه شونو مرور کرد.

یونگی:هی هی، من چم شده؟!

به زورم که شده دوباره اون قیافه سرد و مغرور همیشه رو گرفت و رو به روی کاناپه ایستاد.

یونگی: بیا سر جات بخواب.

جیمین: نیمیام تو نینیو دبا کلدی.

یونگی:چون تو عصبیم کردی

جیمین: من که کالی نکلدم فقط دفتم...

یونگی: اگه میخوای همینطور اروم بمونم پس ادامه نده

جیمین: باجه، اما نینی پیش تو نیمیخوابه.

یونگی از کنار کاناپه بلند شد و به سمت اتاق خودش رفت و بعد از چند مین حاضر شده و همراه با سوییچ به سمت در خروجی حرکت کرد.
دیدگاه ها (۱)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : دوم » یونگی : جیمین تو باید اینجا کا...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط