بچه ها

بچه ها
من دیشب تصمیم گرفته بودم زمانی که همه تو کارخونه خواب بودن بریم برون
از شانس دیشب خواب همه جز هاگی سنگین من مث چی از کارخونه زدم برون
خواستم برم ی جایی رو بگردم که گفتم برم جهنم
همون جایی که الستور هس اما
من مث کصخلا جلو در کارخونه داشتم راه می رفتم هی که چطوری برم جهنم اینا
ووووووووووو
یادم افتاد گاد هنو دوستمهه
پس خواستم از اون اجازه بگیرم اما اونم گف ن من امشب باید بر جهنم خسته شدم حوصلم گوزیده
راه کار بدین!
دیدگاه ها (۳۲)

خواستی♡part: 10ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سرنوشت)پارت ۱۸بعد از گفتن این حرف انگار یه اعتمادی گوشه دلم ...

#سرنوشت#Part۱۸بعد از گفتن این حرف انگار یه اعتمادی گوشه دلم ...

ادامه پارت ۲۴🧡💜

کوئین مافیا پارت7

My daddy Ⓟ³² ویو تهیونگ بعد...

ستاره صورتی (P⁵)بورام : برو خونه خودت عهههکوک : دلت میاد منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط