بی تو یک شاخه گل پرپر به گلدان میشوم

بی تو یک شاخه گل پرپر به گلدان میشوم
بد تر از این گرد وخاک کنج ایوان میشوم

گر چه آزادم برای پر کشیدن هر کجا
با همه آزادیم بی تو به زندان میشوم

با تو آبادم رها از غصه های زندگی
بی تو غمگینم بدان با غصه ویران میشوم

این خیابانها حسودی میکنند بر عشق ما
همقدم با من نباشی دیده گریان میشوم

گرچه شیطان برده دین و اعتقادم را ولی
قول مردانه کنارت عشقم انسان میشوم

میشوم سنگ صبور و شاعر چشمان تو
بوسه از لبهای تو هر لحظه مهمان میشوم

مینویسم روی بال شب سلام ای عشق من
لیلی من میشوی مجنون دوران میشوم
دیدگاه ها (۱)

همنفس با سنگ ساحل، ماجراها دیده امموج در موج، خروش خشم دریا ...

عشق یعنی دست تو در دست من وقت سفرلذت بوییدن عطر تو در کوه کم...

ازکوچه ی زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمی...

امشــــب از رویای تو خوابم نمیگیرد چرازخمی عشقت شدم این دل ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط