که انعکاس تو افتاده است دور و برم

که انعکاس تو افتاده است دور و برم
و باید آینه ای رازدار و نو بخرم



نه رخ، نه قلعه، نه اسبی، نه میز شطرنجی!

میان کیش خودم مات قصه ی سفرم...



نه نقشه ای، نه افق؛ من نه باز گم شده ام

... که مقصدم شده هرجا به غیر پشت سرم



شبیه کودک طردی بدون همبازی

نه "کنج کوچه نشینم"، نه "در پی پدرم"



تمام عمر نشستم به پای یک نفری...

که خواب رفت چو چشمم، گذاشت یک نفرم
دیدگاه ها (۴)

مانند شیشه شکستنم اسان بود ولی این بار دیگر به من دست نزن زخ...

عشق محاكمه نمي شود عشق عريضه نويس ساده اي است ، كه هر شب بسا...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسره ست چه کرده ای که ز بود و نبو...

دل به دلت میدهم دست به دستم بده برویم تا ته قصه ی ماه برسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط