نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم....

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم....
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی...

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

خش خش..صدای پای خزان است........یک نفردر را به روی حضرت پایی...

گفتم همیشه فکر وصال تو میکنم.......در خنده شد که این همه فکر...

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا.......او قول داده است به قو...

بگذر..تابستان بگذر.. حال من با تو خوب نمی شود. پاییز. حال مر...

ای کاش الان حرمت بودم ...

آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همهقصّه ی شاعری ام یکسره دیوان...

ای به قربون تو و اون حرمت کرب و بلا....❤️‍🩹❤️‍🩹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط