پارت هجدهم

پارت هجدهم
دوست‌پسر‌قراردادی
(خلاصه رفتن اماده شدن همه)
کوک:اتت عزیزم بیا بریم دیگه
ات:اومدم کوکیااا
کوک:زود باش دستتو بده به من
ات:لبخند باشه
داشتیم میرفتیم سپار ماشین میشدیم که من گفتم کوکی یه لحظه من بند کفشمو ببندم
کوک:باشه خوشگلم من میرم ماشینو روشن میکنم تا تو بیا
داشتم بند کفشامو میبستم رفتم سمت ماشین که دامبی زودتر از من اومد و در صندلی جلوی کنار کوکو باز کرد و خاست بشینه که کوک گفت:کجا کجاااا اینجا که جای تو نیست خانم سمور
دامبی:عه کوکی این چه حرفیه سمور دیگه چیه بعدشم من زن توام من باید اینجا بشینم
کوک:گمشو بابا اینجا جای ملکه‌ی این عمارته ات‌یع خوشگلم نه توعه ایکیبیری
ات:شنیدی که چی گفت پس برو اونور
دامبی:دختری پروعه هرزه
کوک:چی گفتی؟؟؟؟؟(یه ابرو بالا)
دامبی:هیچیییی هیچی
کوک یه سیلی دوباره خابوند تو‌گوشش گفت:دیگع نبینم ازاین گوه‌ها بخوری بعدشم تو اصن تو ماشین ما نمیشینی و با ماهم قراره نیس بیای تو با یکی از بادیگاردا میری
دامبی زد زیر گریه گفت:کوک ما قراره ازدواج کنیم باید باهم دیگه بریم خرید عروسی
کوک:اره اما به ازدواج سوریه حالااااا هم گمشو
دامبی گورشو‌گم کردورفت
شرطا:
لایک:۱۰
کامنت:۵
دیدگاه ها (۱۰)

پارت نوزدهدوست‌پسر‌قراردادیکوک گردنموگرفتو بوسید کوک:بیبی حا...

پارت بیستمبا اینکه شرطارو نرسوندید بازم گزاشتم ببنید چه ادمی...

والپیپرگوشیم:)

من اصن گوشیو واسه زنگ زدن نخریدم😂😂😂

سرنوشت من part5《ویو ات》پتو رو پس زدمات: یعنی چی خوش بگذرونیم...

شب تولدم پارت 42فصل دوم پارت 13و با یه تیر تو مغزش تموم کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط