آسوده خاطرم که تو در خاطر منی•°

آسوده خاطرم که تو در خاطر منی•°
گر تاج می‌فرستی و گر تیغ می‌زنی•°

گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من•°
مهر از دلم چگونه توانی که برکنی•°
دیدگاه ها (۱)

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب رااول مرا سیراب کن، ...

دل‌چون توان‌بریدن ازو مشکل است این•°آهن که نیست جان من آخردل...

از تو تنها سایه ای جامانده بر دیوارِ دلبا وجود این پر است از...

ای عمر! چیستی که به‌هر‌حال عاقبتجز حسرت گذشته در آیندۀ تو نی...

ای زِ تو صد کام دلم یافتهمی‌طلبد دل زِ تو کامی دگر... #عاشقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط