p
ܩܩࡅ߭ࡐܫܘ
p²
_کلارا ام
تازه اومدم
یونگی پوزخند زد
اما به نشانه ی تمسخر
_با این هرزه ها فرقی نداری
پس مهم نیست اسمت چیه
کلارا خونسرد نگاه کرد
_ هوم، دارم با تربیت خانوادگیت آشنا می شم
اما متاسفانه الان وقت و حوصله ی تو رو ندارم
رفت
پسر موند!
تمام دخترا مثل آهن ربا جذب اون ظاهر میشدند
اما اون دختر..
فرق داشت
نمی ترسید.
نه از خون، نه جنگ، و نه سکوت
----
از اون روز به بعد آزار و اذیت شروع شد
ریختن آشغال روی سرش،
زخمی کردنش،
پاره کردن کتابا و جزوه ها،
و شکستن قلبش... با جملاتی که اگر سنگ می شنید خرد می شد
----
کلارا برید!
خسته شد.
اون مدرسه فقط جهنم بود!
بعضی چیز ها آن جا دست نیافتنی بود
مثل:
معلم منصف
دوست واقعی
محبت
پس فقط تصمیم گرفت از اون جهنم فرار کنه
غافل از اینکه یک نفر هرروز به بهانهی آزار و اذیت فقط منتظره تا چهرهش را تماشا کنه
---
کلارا از مدرسه، یا نه..جهنم ،رفت
این بار یونگی،
برای اولین بار ترسید
ترس از دست دادن
و نرسیدن به خواسته ای که این بار، با پول خریداری نمی شد
و آن زمان... خشم و ترس کنترل گر یونگی بود.
فقط یک چیز ذهنش را درگیر کرده بود..
"کلارا"
با خودش گفت:
"تو مال خودمی.. حتی اگه نخوای. دیگه ولت نمی کنم "
ߊܥߊܩܘ ܥߊܝܥ!
#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
p²
_کلارا ام
تازه اومدم
یونگی پوزخند زد
اما به نشانه ی تمسخر
_با این هرزه ها فرقی نداری
پس مهم نیست اسمت چیه
کلارا خونسرد نگاه کرد
_ هوم، دارم با تربیت خانوادگیت آشنا می شم
اما متاسفانه الان وقت و حوصله ی تو رو ندارم
رفت
پسر موند!
تمام دخترا مثل آهن ربا جذب اون ظاهر میشدند
اما اون دختر..
فرق داشت
نمی ترسید.
نه از خون، نه جنگ، و نه سکوت
----
از اون روز به بعد آزار و اذیت شروع شد
ریختن آشغال روی سرش،
زخمی کردنش،
پاره کردن کتابا و جزوه ها،
و شکستن قلبش... با جملاتی که اگر سنگ می شنید خرد می شد
----
کلارا برید!
خسته شد.
اون مدرسه فقط جهنم بود!
بعضی چیز ها آن جا دست نیافتنی بود
مثل:
معلم منصف
دوست واقعی
محبت
پس فقط تصمیم گرفت از اون جهنم فرار کنه
غافل از اینکه یک نفر هرروز به بهانهی آزار و اذیت فقط منتظره تا چهرهش را تماشا کنه
---
کلارا از مدرسه، یا نه..جهنم ،رفت
این بار یونگی،
برای اولین بار ترسید
ترس از دست دادن
و نرسیدن به خواسته ای که این بار، با پول خریداری نمی شد
و آن زمان... خشم و ترس کنترل گر یونگی بود.
فقط یک چیز ذهنش را درگیر کرده بود..
"کلارا"
با خودش گفت:
"تو مال خودمی.. حتی اگه نخوای. دیگه ولت نمی کنم "
ߊܥߊܩܘ ܥߊܝܥ!
#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
- ۱۰.۱k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط