Prt

Prt7
جونگ کوک:لنا داری چیکار می کنی!
لنا:تو ....تو ا.ت چرا زدی(با داد و جیغ و گریه)
جونگ کوک:اممممم........
ا.ت:لنا ......گریه نکن بیا بغلم
لنا:هق.....هق کوک چیکارت کرد ها!هق.....هق
ا.ت:ایرادی نداره فقط تو گریه نکن
لنا:باشه 🥺
ا.ت:وایسا لنا
لنا:باشه
ا.ت:هی جونگ کوک می خوای من زنت بشم باشه ولی به یک شرط
جونگ کوک:قبوله
ا.ت:🙂اینکه منو دیگه نزنی و داخل شرکتت کار کنمو نگران نباش میدونم شغلت چیه!
نامجون:چی
جونگ کوک و ا.ت:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
همه با لنا:چیشد؟
جونگ کوک :وای خدا ا.ت من عاشقتم
ا.ت:منم همینطور
لنا:ما اسکل کردین
ا.ت:چیشد وای خدا نکنه تو به من آمپول زدی ها!
جونگ کوک:نکنه تو هم به من آمپول زدی!
جین و نامجون:ما کردیم
ا.ت:اها ولی من واقعا میخوام زن کوک بشم.
لنا:اگه تو میگی باشه ولی باید حواست به کالیرا باشه
ا.ت:کالیرا کیه
جین:دختر خاله ی کوک
کوک:و من ازش خوشم نمیاد
لنا:اون لباسای باز و آرایشای غلیظ میکنه و سعی میکنه کوک رو تحریک کنه
جین :واقعا رو مخه
ا.ت:اون هیچ غلطی نمی تونه با شوهر من کنه و اگه این طوره ما آخر هفته ی دیگه ازدواج می کنیم و رسمیش می کنیم
لنا:واسا........تو باید با خانواده ات بیای خونه کوک تا خانواده ات خانواده ما رو ببینه
ا.ت:چی......خانواده ی من هق ......هق
کوک:ا.تحالت خوبه؟ چرا گریه می کنی؟
هیون جی(پسر خاله ا.ت):ا.ت!
ا.ت:ها هیون جی .(ا.ت میره بغل هیون جی و گریه میکنه)
کوک:این کیه؟(عصبی)
لنا:پسرخاله ی ا.ت هست تازه اون همش میومد دانشگاهمون تا ا.ت رو ببینه و عاشق ا.ت هست
کوک:جانممممم(با داد)
لنا:آخ گوشم درد گرفت!
هیون جی:ا.ت گریه نکن
دیدگاه ها (۰)

Prt8ا.ت:باشه(ا.ت با دستش اشکاشو پاک میکنه)هیون جی:دیگه گریه ...

Prt9ویو هیون جیسریع از بیمارستان اومدم بیرون و ا.ت رو دیدم ک...

اینم از فیلم های بی تی اس🎀بچه ها ببخشید که برای فیک زیاد فعا...

Prt6ویو نامجون دیدم دختره بدنش پر از کبودی مثل اینکه وقتی به...

بچه ها عکس قبلی رو رو پیدا نکردم که مال پارت ها بود به جاش ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط