لبخند زدے فڪرِ انار از سرم افتاد
لبخند زدے فڪرِ انار از سرم افتاد
لرزیدم و از شانهے من ارگِ بم افتاد
تا چشم گشودم دلم از شوقِ تو سر رفت
تا پلڪ زدے حادثہ ها پشتِ هم افتاد...
لرزیدم و از شانهے من ارگِ بم افتاد
تا چشم گشودم دلم از شوقِ تو سر رفت
تا پلڪ زدے حادثہ ها پشتِ هم افتاد...
- ۸۰۹
- ۲۵ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط