بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هجده 🍷🔪



شامپو زدن به موهام
بدنم می‌سوخت از درد

نمیتونستم دست بزنم برای همین فقط شامپو زدم و دوش گرفتم

اومدم بیرون
که همون لحظه ام در باز شد و کوروش اومد تو

سرش پایین بود
آورد بالا ،ولی با دیدن من توی اون وضعیت خشکش زد

نگاهش به کبودیای روی تنم بود

میخواستم پوزخند بزنم و بگم
+آفرین به غیرتت! دست بزنن خوبه ..

ولی همش و ریختم توی دلم
من جبران میکردم؛ دختری نبودم که همینجوری از کسی بگذرم

کینه ای بودم
میگرفتم انتقامم و ...انتقام اون روزایی
_خوبی؟

با سوالش نگاه ازش گرفتم
سمت کمد رفتم تا لباس بردارم

کمد و آروم باز کردم و لباسی که میخواستم و برداشتم
که لب زد

+نپوش‌فعلا؟

نمیشد تیکه نندازم
خندیدم ، با تمسخر...با مسخرگی ولی حال بدی گفتم

_برا چی؟میخوای مثل همون دخترایی که امشب دیدم برم پیش این و اون؟
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست نانزده🍷🔪رگ گردنش باد کرده بودمی‌دیدم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست🍷🔪دستشو پس زدم و لب زدم +نمیخوام...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتده🍷🔪مات مونده میخواست کتکم بزنه؟ ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شانزده🍷🔪گذاشت روی تخت کل بدنم درد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط