لجبازی

"لجبازی"
part:3

میا:آخه اون خیلی جنتلمنه
ا.ت:اههه حالمون رو بهم زدی بزار کیکمون رو کوفت کنیم
میا:واقعا که

(صدای زنگ)

ا.ت:بیا اینقدر حرف زدی زنگ تموم شد من رفتم
میا:دلت هم بخواد

با امید اینکه این زنگ دیگه با اون مردک نیست رفتم رو نیمکت نشستم که دیدم از دوباره اومد تو کلاس

جیمین:خب این زنگ هم ریاضی دارید
ا.ت:ا...اما
جیمین:اما نداره کتابتون رو وا کنید کیم ا.ت
ا.ت:بله
جیمین:این صفحه رو بخون و به سوال هاش جواب بده
ا.ت:اما من زنگ پیش اومدم پای تخته
جیمین:یکبار دیگه هم بیا چه اشکالی داره
ا.ت:باشه(حرص)

ویو ا.ت
کتاب رو وا کردم که دیدم تو ریاضی به زبون فرانسوی این رو نوشته اخهههههه چرا باید تو کتاب ریاضی سوال رو به زبان فرانسوی بنویسههههه یعنی گه تو این شانس منم که فرانسویم افتضاح
تمام سعی ام رو کردم که درست بخونم

جیمین:تمام کلمات رو اشتباه خوندین
ا.ت:آخه استاد ما تو ریاضی هستیم
جیمین:به هر حال شما به نمره زبان هم نیاز دارید مگه نه

یهو عصبی شدم و دستم رو محکم کبوندم به میز و با صدای بلند گفتم:

ا.ت:شما نمره ریاضی رو بهم بدید بسته انگار زبان من به شما بستگی داره(بلند)

(جوی=پسر گاو مدرسه)

جوی:بپا یکوقت هنجره ات پاره نشه(پوزخند)
ا.ت:خفه شو
جیمین:خانوم کیم بفرمایید بیرون

هوففففففف آخر هم یکاری کرد .....

جیمین:برو بیرون تا آخر زنگ همونجا بمون
ا.ت:چشم(پوزخند)

رفتم بیرون که یه ایده شیطانی خورد به کلم آفرین به من همین کار رو میکنم رفتم در کلاس رو به رویی و در زدم

استاد:بفرمایید
ا.ت:ببخشید که وقت تون رو میگیرم ولی مدیر بهم گفتن اخبار تا یکساعت دیگه زلزله پیش بینی کرده
استاد:مطمئنی آخه دیروز حرفی راجب زلزله نگفتن
ا.ت:همین ⁵دقیقه پیش خبر دادن
استاد:پس باشه بچه ها وسایلتون رو جمع کنید و برید خونه هاتون خیلی هم مواظب باشید

تک تک در همه کلاس ها رو میزدم و به همه میگفتم بچه ها هم کلی خوشحالی میکردن نچ نچ خوشحالی الانتون رو مدیون من اید

ادامه دارد.....

#بی_تی_اس #نامجون #جین #شوگا #یونگی #آگوست_دي #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #کیدراما #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۲۲)

"لجبازی"part:4خودم هم با خیال راحت رفتم خونه ولی با این فکر ...

چند پارتیpart:1همه جا پره سر و صدا بود!بعضی ها داد میزدن و ا...

بچه ها برید تو گوگل و سرچ کنید:bts vs exobts vs black pink و...

"لجبازی"part:2جیمین:انگار من از تو خوشم میادمن رفتم تو پیاده...

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

love Between the Tides³⁸یک هفته بعد تهیونگرفتم کلاس تهیونگ:س...

love Between the Tides⁹(موفق شدن در قدم اول) تهیونگ: «برو.» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط