همه چیز از یک بوسه شروع شد. آنشب تمام ستاره ها به شادباشی

همه چیز از یک بوسه شروع شد. آنشب تمام ستاره ها به شادباشی جشن شبّوها می رقصیدند. آه... نگاهم دوید سوی ماه...آسمان میخواست مرا.بال گشودم بسویش. فرشته ای مرا دوشادوش خویش به سوی آسمان می‌کشاند. و من گریان... با چشمهای خیس می شتافتم تا معشوق... و وجودم یکی گشت با عشق...در عشق انگار هضم میشدم . و تمام حجمم در هستش هیچ گشت
ساسان خاکسار متخلص به وحید تویسرکانی
@sasankhaksar1357VAHIDTOISERKANI" target="_blank">https://pin.it/6kSkqEb@sasankhaksar1357VAHIDTOISERKANI
https://pin.it/6kSkqEb
دیدگاه ها (۰)

همه چیز از یک بوسه شروع شد. آنشب تمام ستاره ها به شادباشی جش...

گر هدیه ی من شاخه گلی سرخ شدست چشمانم از حسرت رویت شده مست ا...

با چشمهای خیس برایم سرود خوانددل را فریفت، بس که به مستی مرا...

چشمهایش

نوسان دارد عشقشعله می‌گیرد دلداغ می‌گردد جانگُلِ سرخیست نگاه...

کاشکی پرستو بودیمکاشکی سیره ای غزلخوانرقصانتا عمق آسمانتا بی...

ای مرد که روزگارِ پر دردت خوشخودرا به سرشکِ این تورُّم می کُ...

غیرت و همت دو اصل است ای جوانبر سرای عشق، غیرت را نشانهر چه...

لبخند سوگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط