سالها رفت و هنوز

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
دیدگاه ها (۶)

ﺑﯽ ﺭﺣﻤﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ...ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﯼﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍ...

من اگر عاشقانه می نویسم ،نه عاشقـم !، نه شکست خورده ...فقط م...

عاشقان گیاهانندکه ریشه‌هایشان فرو رفته استدر کف دست مندر است...

.این آخرین بارم بود!دیگر احساسم را برای کسی عریان نمیکنم

✨️یک نفر نیست بپرسد از من🪐که تو از پنجره عشق چه‌ها می‌خواهی✨...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط