دیدی این پاییز هم گذشت

دیدی این پاییز هم گذشت
از همان اول هم نیامده بود که بماند
درست مثل تو
مثل هزاران آدم دیگر
که تشبیه میشوند به گربه
ولی نه من تو را به خودت تشبیه میکنم
همانقدر بی‌رحم
همانقدر سنگی‌دل
که فقط خودت میتوانی باشی و بس
دیدی حتی در تشبیه هم با دیگران فرق داری
دیدی این پاییز هم ترکم کرد و رفت
درست مثل تو
و کف دستانم تنها مشتی خاطرات غم‌بار گذاشت
با اینهمه غصه چگونه به استقبال زمستان بروم؟
کاش می‌آمدی و چیزی میگفتی...
جواب قلب شکسته‌ام را چگونه بدهم؟
قلب بی‌قرارم ساکت
برای درمانت،تنها میتوانم بخوابم
و امیدوار باشم این کابوس تنها تا بیداریم دوام داشته باشد...
دیدگاه ها (۶)

هر سه بی همنفس و خسته دل و تنهاییممن و این کوچه و باران چه ب...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

رمان از یخ تا آتش

~My Dream Life~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط